سلام - تاریخ: 1399/9/18 ساعت: 14:21
میجوشم، میجوشم، میجوشمتنهایم، تنهایم، تنهایمفکر، فکر، فکررهارهارها خالی است، ذهنم. خیلی وقت است که سفید میپوشد. واژهها از درودیوارش هجوم میآورند لیکن جوهر هیچکدام خشک نمیشود. گلها. گلهای صور
NoWhere - تاریخ: 1399/4/18 ساعت: 1:09
آیا بعد مدتها پست آدمیزادی میتوانم بگذارم؟ نه. فقط اینکه زندهام و سلام. دنیا سیاه است و تنها کاری که میتوانم برای خودم بکنم، یادآوری چیزهای زیبایش است؛ آدمهای زیبا، دوستهای زیبا، مکانهای زیبا و
ضمیر جدید - تاریخ: 1399/4/18 ساعت: 1:09
افرادی وجود دارند که خارج از جنسیت (non-binary) خودشان را تعریف میکنند؛ نه اینکه لزوماً بیجنسیت باشند. ممکن است خودشان را ترکیب مرد و زن بدانند و یا در شاخههای دیگری تعریف شوند که من همهشان را بل
لقمانگونه - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 2:26
امروز داشتم به شوخی به یکی از دوستانم که قرار است دبیر بشود، میگفتم از هر دبیر چه چیزی بیاموزد. مثلاً از دبیر ریاضی، مهربانیاش را؛ از زبان، شوخطبعی؛ از جامعهشناسی، سختگیری و اینکه هیچوقت آزمونش
میتوانی بگویی... قهرمان؟ - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 15:34
من عاشق فیلمهای زندگینامهای هستم. خیلیهایشان تابحال با روح و روانم بازی کردهاند. این فیلمها واقعیت را به شکلی هنری روایت میکنند. گاهی هنری بودنشان به اغراق کشیده میشود ولی برای من خیلی مسأله
کلمه - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 15:34
باران. باد. درخت. گنجشک. گنجشک؟ ترقه. صدا. دعوا. خانه. الگو. الگو. الگو. الگو. ذهن. هنر. حال. هنر. هنر. هنر. درس. دوست. شیشه. چای. آبی. خالی. محبت. نخواستن. نخواستن. نخواستن. نوشته. فیلم. صدا. حرکت. خ
هجده - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 15:34
برای تولدم مینویسم. که دیروز بود. اکنون من هجده سال و یک روز دارم. در این لحظه از زندگی، همهچیز دشوار بنظر میرسد. نمیدانم در زندگی باید تمرکزم را بر چه بگذارم. بر ارتباط با آدمها یا کشف پاسخها
چگونه دوباره به خاص نبودن خودم پی بردم یا عذرخواهی برای روزهایی که در جواب نظرات «باشه :/» زیاد میگفتم - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 15:34
برای یکی از وبلاگنویسها یک نوشته از وبلاگ قبلیام را پیوند زدم در نظرات. همین موجب شد چند دقیقه در نوشتههای قدیمی آن وبلاگم بگردم. خودِ نوشتهها را تا حدی میشد تحمل کرد ولی امان از لحن من در جواب
ما و کرونا - بازنشر - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 3:10
بعد از مدتی پست نگذاشتن، بهسرم زد که این نگاهِ خواندنیِ آقای اردبیلی را بازنشر کنم: ما و کرونا محمدمهدی اردبیلی «ترس آن بیخی است که خرافات از آن برمیجوشد، میپاید و تغذیه میشود» #اسپینوزا، رسال
کودک - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 3:10
امسال از کسانِ متفاوتی آموختم که خودم را بیان کنم. مهمترینشان میگفت احساسات بیانکردنیاند و هر چیزِ بیانکردنیای، کنترلشدنی است. نمیدانم چقدر به این جمله اعتماد میکنم ولی دوست دارم که اعتماد ک
ستایش پیرایش - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 3:10
بعد از اینکه نوشتۀ پیشین را به پایان رساندم، دلم خواست بازم بنویسم. مطمئنم که بیدرنگ منتشر نخواهم کرد. امروز بدجوری دلم میخواهد بنویسم. دلیلش را هم میدانم. یکی که خیلی خوب مینویسد را یکی دو روز اس
صلوات - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 3:10
من معتقدترینِ آدم دنیا نبودهام. بیاعتقادترینشان هم. به چیزهای خیلی زیادی اعتقاد دارم ولی عقاید مذهبی ندارم. مذهبی نبودنم هشدار بزرگی برای دوستِ مذهبی داشتن نشد. خودم نمیخواستم که بشود. اصلاً دوستا
واژه را دریاب - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 3:10
طبقِ تجاربِ کوچکی چنین بهنظرم میرسد که هر فردی در گسترش واژگان فارسی، نقش زیادی دارد. نزدیکترین تجربه، همین امروز بود. اولین جلسۀ کلاس آنلاینمان با یک مشکل فنی شروع شد. نیاز داشتم به دبیر بگویم که
مهربان، مهربان، مهربان - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 3:10
چندوقت پیش در وبلاگ محمدرضا شعبانعلی خوانده بودم که گفته بود بعد از مدتی بخش نظرات پستهای قدیمیاش خود به خود بسته میشود که با اجبارِ پاسخ به نظرات، آنها برایش یادآوری نشوند. میگفت احساس خیلی بدی
نامهای به والتر میتی - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 3:10
سلام آقای میتی. فیلمها و کتابهای زیادی به افرادِ رویاپرداز پرداختهاند. آدمهایی که در آنی از جایی که در آن حضور دارند، گسسته میشوند و در لحظۀ دیگر، سر از جهان تخیل درمیآورند. آدمهایی مثل من، شما
تأملات - تاریخ: 1398/10/26 ساعت: 21:36
بعد از اینکه کتاب «چگونه کتاب بخوانیم» را خواندم، خودم را بیشتر ملزم به یادداشتبرداری از کتاب و درک شفافِ صحبتِ نویسنده کردم. البته من هنوز خیلی از عناصری که در آن کتاب ذکر شده را تمرین نکرده و منتظر
زندگیِ کوتاه - تاریخ: 1398/10/26 ساعت: 21:36
واکنش واقعی من به ماجراهای این روزها، بعد از ناراحت شدن و افسوس خوردن، نادیدهگرفتن بوده است. حقیقت را بخواهید، به این نتیجه رسیدهام که تصمیم سیاسی گرفتن و جبههگیری، انگاری کار من یکی نیست. سال قبل
لذت ریاضی - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:45
سال هفتم که بودم ریاضیام خوب بود. خوب یعنی نسبت به کلاس در جایگاه روبهبالایی قرار داشتم و دبیر تحسینم میکرد. بعدتر بهخاطر درس نخواندن و از کلاس عقب افتادن، شبامتحانی شدم. وقتی از کلاس عقب بیوفتی،
پیچوتاب نوشتن - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:45
در بخش «ادبیات» جشنواره نوجوان خوارزمی یک کار ساده برای انجام دادن وجود دارد: تصویرنویسی. «ساده» توصیف کردنِ این مسابقه از حیث مقایسهی آن با جشنواره خوارزمی است که به مراتب آثار مهمتر و مستقلتری
شکل گرفتن - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:18
یه روزی وقتی دوازده سیزده سالم بوده وبلاگهای مختلف رو وا میکردم و حرفایی رو میخوندم که زیادی تأملبرانگیزن. با خودم فکر میکردم چطور میتونم تلاش کنم که مثل اینها بنویسم؟ شروع کردم به بیشتر نوشتن

برچسب‌های مرتبط

پست های رمزی | عصبانی نیستم | عصبانی نیستم دانلود | عصبانی به انگلیسی | عصبانی نیستم فیلم | عصبانی نیستم فیلم کامل | عصبانی نیستم full movie | عصبانیت از تکبیر | عصبانیت در بارداری | از نشانه های بارداری